خرید بک لینک

طبع شعرم غزلی کهنه به بار آورده
احتمالا به خودش خیلی فشار آورده

چشم و لعل لب و زلف و زنخ و ابرو را
سرِ هم کرده و تمثیل ز یار آورده

طبع نابالغم انگار جوانی نورس
تا توانسته لب و بوس و کنار آورده

شاهد و آینه و شمع و شراب آورده
تنبک آورده ، دف آورده ، سه تار آورده

و همین کآمده از یار بگیرد کامی
ناخودآگاه غزل را به قمار آورده

و به یک باره دل و قافیه را باخته است
و نفهمیده و ناخواسته "گار" آورده

و رقیب آمده و قاپ طرف دزدیده
بی وفایی نگار‌ش به کنار ، آورده

هر چه درد و مرض و رنج و بلا و غم بود
بر سر طبع غم آلوده ی زار آورده

بخت وارونه نگو ، بختک ‌طبعم شده ا‌ست
بخت برگشته خودش را سرِ دار آورده

***
طبعم افسرده شده ، خسته شده ، خوابیده
احتمالا به خودش خیلی فشار آورده

خرداد 89


-----------------

پی نوشت 1: سر پیری و معرکه گیری که می گن همینه!

پی نوشت 2: ایـــــــــــــــــــــــــــن هم یه نسخه ی دیگه شه! اول می خواستم همینو بذارم گفتم شاید بعضیا حوصله شون نشه.

برچسب: نویسنده: سینا اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 11 مرداد 1405 ساعت: 20:40

صفحه بندی